الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )

235

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

مردم به اين موارد اقرار نمودند ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « خداوند ، خونها و اموالتان را بر شما حرام كرده است همچون حرمت اين شهرتان ، حرمت اين ماهتان و حرمت اين روزتان ، آيا ابلاغ نمودم ؟ » گفتند : آرى . ( 1 ) حضرت فرمود : « خداوندا ! گواه باش و از خدا بترسيد ، اموال مردم را بىارزش نسازيد و در زمين تباهكارى ننماييد ، پس هر كس امانتى نزد او باشد آن را ادا نمايد » . سپس آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « مردم در اسلام برابرند و هم پيمانه از آدم و حوّا هستند ، هيچ برترى براى عرب بر عجم و براى عجم بر عرب نيست مگر به تقواى خدا ، آيا ابلاغ نمودم ؟ » . گفتند : آرى . ( 2 ) حضرت فرمود : « خداوندا ! گواه باش » . سپس فرمود : « اصل و نسبهايتان را براى من نياوريد ، بلكه اعمالتان را بياوريد تا بگويم براى مردم چنين است و براى شما چنين ، آيا ابلاغ نمودم ؟ » . گفتند : آرى . ( 3 ) حضرت فرمود : « خداوندا ! گواه باش » ، سپس فرمود : « هر خونى كه در جاهليّت بود ، آن را به زير پاى خود قرار دادم و اولين خونى كه به زير پا مىگذارم خون آدم بن ربيعة بن حارث بن عبد المطلب « 1 » است ، آيا ابلاغ نمودم ؟ » . گفتند : آرى . ( 4 ) حضرت فرمود : « خداوندا ! گواه باش . و هر رباخوارى كه در جاهليّت بود

--> ( 1 ) « آدم بن ربيعه در قبيلهء هذيل » به دنبال دايه‌اى بود كه بنى سعد بن بكر او را كشتند .